

كلمه" شيطان" از ماده" شطن" گرفته شده، و" شاطن" به معنى" خبيث و پست" آمده است و شيطان به موجود سركش و متمرد اطلاق مى شود، اعم از انسان و يا جن و يا جنبندگان ديگر، و به معنى روح شرير و دور از حق، نيز آمده است، كه در حقيقت همه اينها به يك قدر مشترك باز گشت مى كنند.
بايد دانست كه" شيطان" اسم عام (اسم جنس) است، در حالى كه" ابليس" اسم خاص (علم) مى باشد، و به عبارت ديگر" شيطان" به هر موجود موذى و منحرف كننده و طاغى و سركش، خواه انسانى يا غير انسانى مى گويند، و ابليس نام آن شيطان است كه آدم را فريب داد و اكنون هم با لشكر و جنود خود در كمين آدميان است.
از موارد استعمال اين كلمه در قرآن نيز بر مى آيد كه شيطان به موجود موذى و مضر گفته مى شود، موجودى كه از راه راست بر كنار بوده و در صدد آزار ديگران است، موجودى كه سعى مى كند ايجاد دودستگى نمايد، و اختلاف و فساد به راه اندازد، چنان كه مى خوانيم:
" إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ ...،":
" شيطان مى خواهد بين شما دشمنى و بغض و كينه ايجاد كند ..." ( مائده: 91).

در کتاب مکاتب تفسیری ( بابایی ) جلد اول صص 39 تا 48 سه سوال زیر مطرح شده و پاسخ داده شده است که به صورت خلاصه و با حذف بعضی قسمت ها می آورم:
1. آيا رسول خدا همه معانى قرآن را بيان كرده است؟
2. در فرض اين كه همه معانى قرآن را رسول خدا بيان كرده باشد، آيا در اختيار همه اصحاب قرار گرفته و همه توان تلقى و فهم آن را داشته اند؟
3. آيا همه آنچه رسول خدا، صلى الله عليه و آله، در تفسير قرآن بيان كرده از طريق صحيح و مورد اعتماد به ما رسيده است؟
ادامه مطلب: تفسیر قرآن کریم توسط رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم

در" عيون اخبار الرضا" ع در حديثى از پيامبر ص میخوانيم:
خداوند متعال چنين فرموده:" من سوره حمد را ميان خود و بنده ام تقسيم كردم نيمى از آن براى من، و نيمى از آن براى بنده من است، و بنده من حق دارد هر چه را میخواهد از من بخواهد:

دانشمند معروف" راغب" در كتاب" مفردات" مى نويسد: آنها جمعيتى از پيروان نوح علیه السلام بوده اند، و ذكر اين عده در رديف مؤمنان و يهود و نصارا نيز دليل آن است كه اينان مردمى متدين به يكى از اديان آسمانى بوده، و به خداوند و قيامت نيز ايمان داشته اند.
و اينكه بعضى آنها را مشرك و ستاره پرست، و بعضى ديگر آنها را مجوس مى دانند صحيح نيست، زيرا آيه 17 سوره حج،" مشركان" و" مجوس" را در كنار" صابئان" آورده مى گويد: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئِينَ وَ النَّصارى وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ...
بنا بر اين صابئان بطور يقين غير از مشركان و مجوسند.
رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: إذا غَضِبَ اللَّهُ عَلى امَّةٍ ولَم يُنزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، وقَصُرَت أعمارُها، ولَم تَربَح تُجّارُها، ولَم تَزكُ ثِمارُها، ولَم تَغزُر أنهارُها، وحُبِسَ عَنها أمطارُها، وسُلِّطَ عَلَيها شِرارُها.
ترجمه:
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آن عذاب نازل نكند، قيمتها در آن بالا مى رود، آبادانى اش كاهش مى يابد، بازرگانانش سود نمى برند، ميوه هايش رشد نمى كنند، جوى هايش پُر آب نمى گردند، باران بر آن فرو نمى بارد، و بَدانش بر آن سلطه مى يابند.
الكافي (ط - دارالحديث)، ج10، ص: 553
و آن حضرت فرمود: كسى كه كلمه «نمى دانم» را از دست بگذارد تير هلاكت بر مواضع حساس كشتنى اش نشيند.
منبع: نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، حکمت 85
شبی یک ساعت دعا بخوانید. اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوت با خدا را ترک نکنید. در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهی از گدایی سحرها میتوان حاصل نمود. از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هرچه هست در آن است.
شیخ جعفر مجتهدی
پایگاه فرهنگی - مذهبی ازکی 1392 ©
کپی برداری از مطالب، با ذکر منبع مجاز میباشد
طراحی و پشتیبانی: آتروپات وب