

علامه حسن زاده آملی میگوید:
یکی از فرمایشات ایشان (علامه طباطبایی) که بارها به زبان می آوردند این است که تخم همه سعادت ها مراقبت است. مراقبت یعنی کشیک نفس کشیدن. بچه آنقدر مراقبت نمیخواهد که نفس میخواهد. خوب بچه را میدانید که تا پدر و مادر از او غافل شوند، از نردبان بالا میرود، به آتش دست میزند. همه اینها برای او ضرر دارد. باید کشیک این بچه را بکشند تا مبادا حادثه ای برایش رخ دهد. وضع و حال نفس از بچه شدیدتر است و باید عقل بیشتر ناظر حال او باشد. باری فرمود: تخم سعادت، مراقبت است.
خلاصه فرمایش ایشان این است که انسان باید قرآنی باشد. چطور قرآن را میبیند: « لا یمسه الا المطهرون»(واقعه/79) باید بنده و جنابعالی کسی باشیم که جز پاکیزگان را مس نکنیم؛ حرفی را که میشنویم باید پاک باشد، اندیشه باید پاک باشد و تمام اطوار و احوالش قرآنی باشد. علامه خودشان بر این مبنا خیلی مراقب بودند.
منبع: کتاب سیری در سیره علمی و عملی علامه طباطبایی از نگاه فرزانگان؛ مراد علی شمس

ابواسحاق، ابراهيم بن احمد بن اسماعيل خوّاص (1)
صاحب علم و عمل، يگانه ى عصر خويش و مورد توجه اوليا است. در طريقت، قدمى عظيم داشت، در حقيقت به كمال رسيد و سرآمد كسانى است كه طريق توكّل را پيموده اند. وى را از اقران جنيد و نورى برشمرده اند كه با شيروانى و جعفر خلدى مصاحبت داشت و از شاگردان اخلاقى شيخ عبداللَّه مغربى بود. ابراهيم در سال 291 از دنيا رفت و يوسف بن حسين وى را غسل داده و در زير حصار طَبَرَك(2) دفن نمود.
از بیانات اوست:
- هر كه حقّ تعالى را شناخت، لازمه ى وفاى عهد آن است كه آرام گيرد با خداى تعالى و اعتماد به وى كند.
- هر كه اشارت كند به خداى تعالى و سكونت به غير او گيرد، خدا او را مبتلا گرداند.
چنان چه به خدا رجوع نمايد، آن بلاها از وى دور سازد؛ و چنان چه با غير حق تعالى سكونت او دايم شود، حقّ سبحانه رحمت خود از دل خلق ببرد و او را لباس طمع در پوشد، تا پيوسته مطالبه ى طمع از خلق كند و خلق را بر وى شفقّت نباشد، تا جايى رسد كه زندگى او به سختى و ناكامى گذرد و مرگ وى به دشوارى و حيرت و بلا و رنج باشد و حاصل آخرت وى، ندامت و تأسّف باشد.

علامه طهرانی رحمة الله علیه در کتاب روح مجرد میفرمایند:
سید هاشم حداد رحمة الله علیه ميفرمودند: چقدر من از اين كلام رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم خوشحال میشوم و هر وقت ياد آن ميكنم حالت ابتهاج و مسرّت به من دست ميدهد، آنجا كه فرموده است:
إنِّى أُحِبُّ مِنَ الصِّبْيَانِ خَمْسَةَ خِصَالٍ: الاوَّلُ أَنَّهُمُ الْبَاكُونَ؛ الثَّانِى عَلَى التُّرَابِ يَجْتَمِعُونَ؛ الثَّالِثُ يَخْتَصِمُونَ مِنْ غَيْرِ حِقْدٍ؛ الرَّابِعُ لَا يَدَّخِرُونَ لِغَدٍ؛ الْخَامِسُ يُعَمِّرُونَ ثُمَّ يُخَرِّبُونَ. [كتاب «زَهْرُ الرَّبيع» سيّد نعمت الله جزائرى، طبع سنگى، ص 259 به نقل از کتاب روح مجرد]
«من پنج كار اطفال را دوست دارم: اوّل آنكه پيوسته گريانند؛ دوّم آنكه برسر خاك گِرد می آيند؛ سوّم آنكه بدون حقد و كينه با هم دعوا می كنند؛ چهارم آنكه براى فردا چيزى را ذخيره نمی نمايند؛ پنجم آنكه خانه میسازند و سپس آنرا بدست خودشان خراب میكنند.»
مراد آنستكه: اطفال چون به فطرت نزديكترند، يعنى به توحيد نزديكترند؛ أنانيّت پوچ و استكبار واهى و شخصيّت مجازى در ميانشان نيست. فلهذا چون خنده غفلت انگيز، و عمارتهاى بهجت آميز، و كينه هاى بى اساس امّا ريشه دار، و ذخيره كردن اموال و انباشتن بر اساس وَهم و پندار، و اتّكاى به دنيا و دلبستگى بدان، در ميان ايشان وجود ندارد يعنى همه بالفِطرَه اهل توحيد ميباشند و فناى آنان فطرةً در ذات خدا بيشتر است، بيشتر مورد علاقه پيامبر ميباشند.
امّا همينكه به غرور جوانى و به كهولت و دوران كهنسالى و پيرى ميرسند و غرور شهوت و غضب و أوهام و اعتباريّات دامنگيرشان ميگردد و حبّ مال و جاه و اعتبار در زمان پيرى مغزشان را پر ميكند، همه آن غرائز پاك و فطرت سالم و دست نخورده را از دست ميدهند، و به باطل در برابر حقّ عشق می ورزند، و عمر و حيات و سرمايه علم و قدرت و امن و امان را به مُفت بلكه به منهاى فائده و در برابر ضررهاى هنگفت می فروشند و مبادله می كنند. و اين موجب بُعد و دورى از رحمت خداست كه ايشان را از وادى محبّت دور ميكند؛ إلّا مَنْ عَصَمَهُ اللَهُ، وَ قَليلٌ ما هُمْ.

حضرت آیت الله جوادی آملی میفرمایند:
در امور مادي مانند فرود آمدن باران، نزول و پايين آمدن، همراه با تجافي است يعني قطرات باران مثلاً تا آن زمان كه فرود نيامده باشد، در بالاست و در پايين نيست و آن زمان كه نزول يافت و پايين آمد، ديگر در بالا وجود ندارد و در اين هنگام آن مرتبه فوقاني اجوف و توخالي شده است و داراي اين قطرات نازل شده نيست. بنابراين، در نزول به نحو «تجافي»، و «تجاوف»، شيء مادّي پيش از نزول در بالاست و پايين نيست و پس از نزول، در پايين است و ديگر در بالا وجود ندارد.
در مقابل، نزول به نحو «تجلّي» آن است كه حقيقت فوقاني، به نحو خالي نمودن مقام عالي پايين نميآيد بلكه همواره در محل و موطن عالي خود مستقر و موجود است و آنچه كه پايين ميآيد، رقيق شده آن حقيقت است و جلوه و تجلّي آن.

علامه حسن زاده آملی حفظه الله میفرمایند:
بنده حدود سی سال پیش، سخنی با یک ریاضی دان داشتم تا اینکه کلام کشید به این شکل هندسی " قطاع ". من از او به خاطر غرض الهی که در نظر داشتم، سوال کردم: عزیز من، از این شکل، چند حکم هندسی میتوان استفاده کرد؟
گفت: شاید هفت تا ده تا حکم.
گفتم: مثلا بیست تا چطور؟
گفت: شاید ممکن است.
گفتم: دویست تا چطور؟
به من نگاه میکرد که آیا دویست حکم هندسی میتوان از آن استنباط کرد و توقف کرد.
گفتم: دو هزار تا چطور؟
رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: إذا غَضِبَ اللَّهُ عَلى امَّةٍ ولَم يُنزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، وقَصُرَت أعمارُها، ولَم تَربَح تُجّارُها، ولَم تَزكُ ثِمارُها، ولَم تَغزُر أنهارُها، وحُبِسَ عَنها أمطارُها، وسُلِّطَ عَلَيها شِرارُها.
ترجمه:
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آن عذاب نازل نكند، قيمتها در آن بالا مى رود، آبادانى اش كاهش مى يابد، بازرگانانش سود نمى برند، ميوه هايش رشد نمى كنند، جوى هايش پُر آب نمى گردند، باران بر آن فرو نمى بارد، و بَدانش بر آن سلطه مى يابند.
الكافي (ط - دارالحديث)، ج10، ص: 553
و آن حضرت فرمود: كسى كه كلمه «نمى دانم» را از دست بگذارد تير هلاكت بر مواضع حساس كشتنى اش نشيند.
منبع: نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، حکمت 85
شبی یک ساعت دعا بخوانید. اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوت با خدا را ترک نکنید. در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهی از گدایی سحرها میتوان حاصل نمود. از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هرچه هست در آن است.
شیخ جعفر مجتهدی
پایگاه فرهنگی - مذهبی ازکی 1392 ©
کپی برداری از مطالب، با ذکر منبع مجاز میباشد
طراحی و پشتیبانی: آتروپات وب