

پس از آنکه معاویة بن ابی سفیان در سال 41 به نام خلافت بر تخت سلطنت نشست ، تصمیم گرفت در راستای سیاست های اسلام ستیزانه خود ، امیر المومنین امام علی علیه السلام را به صورت منفورترین افراد جامعه اسلامی درآورد . از این رو اقداماتی کرد مانند : استفاده از زور و شمشیر برای ممانعت از ذکر فضایل آن حضرت و ترغیب برخی از صحابی دنیا دوست به اینکه در قبال اخذ مبلغی ، احادیثی در مذمت آن حضرت نقل کنند و نیز دستور به لعن آن حضرت در نماز جمعه !!!!!!!!!!!!!!!! این مساله اخیر ، کم کم به صورت عادی در درآمد به طوری که وقتی " عمر بن عبدالعزیز " فرمان ممنوعیت سب و لعن آن حضرت را صادر کرد ، عده ای از فریب خوردگان دستگاه بنی امیه دادشان درآمد که خلیفه دستور ترک سنت پیغمبر را داده است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شاید شما هم افسانه هایی راجع به شجاعت خلیفه دوم شنیده باشید.در زیر به دو جریان راجع به شجاعت !!! عمر اشاره میشود تا روشنگر این واقعیت باشد که او نه تنها شجاعتی در وجودش نبود بلکه برای حفظ جانش،حاضر شد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را در بین دشمنان تنها بگذارد.
ابن هشام،سیره نویس بزرگ اسلام،چنین مینویسد:

سعد وقاص (پدر عمر سعد) استاندار کوفه بود.عثمان او را از مقام خودبرکنار کرد و ولید بن عتبه (برادر رضاعی خودش) را به جای او گماشت.ولید پس از ورود به کوفه خواستار در اختیار گرفتن بیت المال شد که کلید دار آن عبد الله بن مسعود (صحابی بزرگ پیامبر) بود.عبد الله از تسلیم آن خودداری کرد.ولید جریان را به عثمان گزارش کرد.عثمان نامه ای به عبد الله بن مسعود نوشت و او را در خود داری از تسلیم کلید بیت المال به ولید توبیخ کرد.عبد الله تحت فشار خلیفه،کلیدها را به سمت استاندار پرتاب کرد و گفت:چه روزگاری است که سعد وقاص از کار برکنار میشود و ولید به جای او نصب میگردد.راست ترین سخن،کلام خدا و زیباترین راهنمایی،هدایت محمد صلیالله علیه و آله وسلم و بدترین امور نوترین آنهاست که اسلام به آن دستور نداده است.هرچیزی که ریشه (شرعی) ندارد،بدعت و هر بدعت،ضلالت (گمراهی) و هر ضلالتی در آتش است.
عبدالله این کلمات را گفت و برای اینکه عثمان او را به مدینه احضار کردهبود،راه مدینه را در پیش گرفت.مردم کوفه اطراف او را گرفتند و وعده کمک و نصرت دادند.او گفت:خلیفه بر من حق اطاعت دارد و من نمیخواهم نخستین کسی باشم که در فتنه ها را باز میکند.او پس از آنکه وارد مدینه شد،یکسره به مسجد رفت و عثمان را بالای منبر مشغول سخن گفتن یافت.

او از بزرگان دانشمندان مكتب اهل بيت عليهم السلام بود و بسيارى از تاريخ نويسان اسلامى از او ياد كرده و بر وى مدح و ثنا گفته اند. علماى شيعه او را بزرگ و مورد وثوق و اطمينان شمرده و از ياران خاص حضرت امام جواد و حضرت امام هادى عليهما السلام دانسته اند.
اين مرد بزرگ در پنجم رجب سال 244 به دستور متوكّل فرعون صفت به شهادت رسيد. سبب شهادت او اين بود كه روزى متوكل به او گفت: دو فرزند من معتز و مؤيد نزد تو محبوب ترند يا حسن و حسين؟ ابن سكّيت در پاسخ آن مرد ياوه گو و ستمگر خيانت پيشه فرياد زد: به خدا سوگند قنبر خادم على بن ابى طالب عليه السلام از تو و دو فرزندت نزد من بهتر است.

دشمنی معاویه با خاندان نبوت بالاخص امیر مومنان امام علی علیه السلام،جای گفت و گو نیست.وی خواست با تطمیع بعضی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم،صفحات درخشان تاریخ را با جعل اکاذیب،لکه دار سازد.اما در این کار موفقیتی به دست نیاورد.
سمرة بن جندب که در زمان رسول گرامی میزیست،در اواخر عمر به دربار معاویه متوسل شده و با اخذ مبلغی،حقایق را تحریف میکرد.معاویه جدا از او خواست که به منبر برود و نزول آیه 207 سوره بقره را در باره امام علی علیه السلام تکذیب کند و به مردم بگوید این آیه در حق قاتل علی علیه السلام،عبدالرحمن بن ملجم نازل شده است و در برابر این عمل که به قیمت دین او تمام میشد،صد هزار درهم بگیرد.سمره راضی نشد و معاویه نرخ معامله را بالا برد تا به چهارصد هزار درهم رسانید و او را راضی ساخت.پیر آزمند دست به تحریف حقایق زد و تاریخ زندگی خود را که از زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم سیاه بود،سیاهتر ساخت.او در یک مجمع عمومی به مردم گفت مقصود از این آیه ابن ملجم است و هرگز این آیه درباره علی نازل نشده است!!!!!!!!!!!
رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: إذا غَضِبَ اللَّهُ عَلى امَّةٍ ولَم يُنزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، وقَصُرَت أعمارُها، ولَم تَربَح تُجّارُها، ولَم تَزكُ ثِمارُها، ولَم تَغزُر أنهارُها، وحُبِسَ عَنها أمطارُها، وسُلِّطَ عَلَيها شِرارُها.
ترجمه:
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آن عذاب نازل نكند، قيمتها در آن بالا مى رود، آبادانى اش كاهش مى يابد، بازرگانانش سود نمى برند، ميوه هايش رشد نمى كنند، جوى هايش پُر آب نمى گردند، باران بر آن فرو نمى بارد، و بَدانش بر آن سلطه مى يابند.
الكافي (ط - دارالحديث)، ج10، ص: 553
و آن حضرت فرمود: كسى كه كلمه «نمى دانم» را از دست بگذارد تير هلاكت بر مواضع حساس كشتنى اش نشيند.
منبع: نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، حکمت 85
شبی یک ساعت دعا بخوانید. اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوت با خدا را ترک نکنید. در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهی از گدایی سحرها میتوان حاصل نمود. از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هرچه هست در آن است.
شیخ جعفر مجتهدی
پایگاه فرهنگی - مذهبی ازکی 1392 ©
کپی برداری از مطالب، با ذکر منبع مجاز میباشد
طراحی و پشتیبانی: آتروپات وب