

مردى از باديه به مدينه آمد و به حضور رسول اكرم رسيد. از آن حضرت پندى و نصيحتى تقاضا كرد. رسول اكرم به او فرمود: «خشم مگير» و بيش از اين چيزى نفرمود.
آن مرد به قبيله خويش برگشت.

علامه تهرانی رحمت الله تعالی علیه در کتاب معادشناسی مینویسد:
مرحوم شيخ محمّد حكيم هيدجى از علماى طهران بود كه تا آخر عمر حجره اى در مدرسه منيريّه متّصل به قبر امامزاده سيّد ناصر الدّين داشت، و فعلًا آن مدرسه به واسطه توسعه خيابان خراب شده است.
مردى حكيم و عارف و منزّه از رويّه اهل غرور، و مراقب بوده، ضميرى صاف و دلى روشن و فكرى عالى داشته است.
حكيم هيدجى تا آخر عمر به تدريس اشتغال داشت. هر كس از طلّاب علوم دينيّه هر درسى مى خواست او مى گفت؛ «شرح منظومة» سبزوارى، «أسفار» ملّا صدرا، «شفا»، «إشارات» و حتّى دروس مقدّماتى عربيّت مانند «جامع المقدّمات» را مى فرمود. هيچ دريغ نداشت و براى دروس دينيّه همه را مى پذيرفت.
مى گويند مرحوم هيدجى منكر مرگ اختيارى بوده است و خلع و لبس اختيارى را محال ميدانسته، و اين درجه و كمال را براى مردم ممتنع مى پنداشته است، و در بحث با شاگردان خود جدّاً انكار مى نموده و ردّ مى كرده است.
يك شب در حجره خود بعد از بجا آوردن فريضه عشاء رو به قبله مشغول تعقيب بوده است كه ناگهان پيرمردى دهاتى وارد شده، سلام كرد و عصايش را در گوشه اى نهاد و گفت: جناب آخوند! تو چكار دارى به اين كارها؟ هيدجى گفت: چه كارها؟ پيرمرد گفت: مرگ اختيارى و انكار آن؛ اين حرفها به شما چه مربوط است؟

آنها كه به زبان خدا را انكار مى كنند، در اعماق روحشان ايمان به خدا وجود دارد.
شك نيست كه پيروزى ها و موفّقيّت ها- مخصوصاً براى افراد كم ظرفيت- ايجاد غرور مى كند و همين غرور سرچشمه فراموشى مى شود؛ تا آنجا كه گاهى انسان فطريات خود را نيز به دست فراموشى مى سپارد. امّا هنگامى كه طوفان حوادث، زندگى او را درهم مى كوبد و تندباد مشكلات از هر سو به او حمله ور مى شود، پرده هاى غرور و خودخواهى از جلو چشم او كنار مى رود و فطرت توحيد و خداشناسى آشكار مى گردد.
تاريخ بشر نمونه هاى فراوانى از اين گونه اشخاص به دست مى دهد، كه سرگذشت زير يكى از آنها است:

مرحوم علامه طهرانی در کتاب معادشناسی مینویسد:
دوستى داشتم از اهل شيراز بنام حاج مؤمن كه قريب پانزده سال است به رحمت ايزدى واصل شده است. بسيار مرد صافى ضمير و روشن دل و با ايمان و تقوى بود، و اين حقير با او عقد اخوّت بسته بودم و از دعاهاى او و استشفاع از او اميدها دارم.
مى گفت: خدمت حضرت حجّة بن الحسن العسكرىّ عجّل الله فرجَه الشّريف مكرّر رسيده ام. و بسيارى از مطالب را نقل مى كرد و از بعضى هم إبا مى نمود.
از جمله مى گفت: يكى از ائمّه جماعت شيراز روزى به من گفت: بيا با هم برويم به زيارت حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام، و يك ماشين دربست اجاره كرد و چند نفر از تجّار در معيّت او بودند. حركت نموده به شهر قم رسيديم و در آنجا يكى دو شب براى زيارت حضرت معصومه عليها السّلام توقّف كرديم. و براى من حالات عجيبى پيدا مى شد و ادراك بسيارى از حقائق را مى نمودم. يك روز عصر در صحن مطهّر آن حضرت به يك شخص بزرگى برخورد كردم و وعده هائى به من داد.
حركت كرديم به طرف طهران و سپس به طرف مشهد مقدّس. از نيشابور كه گذشتيم ديديم يك مردى به صورت عامى در كنار جادّه به طرف مشهد ميرود و با او يك كوله پشتى بود كه با خود داشت. اهل ماشين گفتند اين مرد را سوار كنيم ثواب دارد، ماشين هم جا داشت.
ماشين توقّف كرده چند نفر پياده شدند و از جمله آنان من بودم، و آن مرد را به درون ماشين دعوت كرديم. قبول نمى كرد، تا بالاخره پس از اصرار زياد حاضر شد سوار شود به شرط آنكه پهلوى من بنشيند و هر چه بگويد من مخالفت نكنم.

امام باقر، محمدبن على بن الحسين عليه السلام، لقبش «باقر» است. باقر يعنى شكافنده. به آن حضرت «باقرالعلوم» مى گفتند، يعنى شكافنده دانشها.
رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: إذا غَضِبَ اللَّهُ عَلى امَّةٍ ولَم يُنزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، وقَصُرَت أعمارُها، ولَم تَربَح تُجّارُها، ولَم تَزكُ ثِمارُها، ولَم تَغزُر أنهارُها، وحُبِسَ عَنها أمطارُها، وسُلِّطَ عَلَيها شِرارُها.
ترجمه:
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آن عذاب نازل نكند، قيمتها در آن بالا مى رود، آبادانى اش كاهش مى يابد، بازرگانانش سود نمى برند، ميوه هايش رشد نمى كنند، جوى هايش پُر آب نمى گردند، باران بر آن فرو نمى بارد، و بَدانش بر آن سلطه مى يابند.
الكافي (ط - دارالحديث)، ج10، ص: 553
و آن حضرت فرمود: كسى كه كلمه «نمى دانم» را از دست بگذارد تير هلاكت بر مواضع حساس كشتنى اش نشيند.
منبع: نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، حکمت 85
شبی یک ساعت دعا بخوانید. اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوت با خدا را ترک نکنید. در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهی از گدایی سحرها میتوان حاصل نمود. از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هرچه هست در آن است.
شیخ جعفر مجتهدی
پایگاه فرهنگی - مذهبی ازکی 1392 ©
کپی برداری از مطالب، با ذکر منبع مجاز میباشد
طراحی و پشتیبانی: آتروپات وب