

درباره خداشناسى از دورترين زمان تا امروز كتابها نوشته شده و بحثها و گفت وگوهاى فراوانى در ميان دانشمندان و غير دانشمندان بوده است.
هر كدام براى پى بردن به اين حقيقت راهى را انتخاب كرده اند؛ امّا از همه راه ها، بهترين راهى كه مى تواند ما را به زودى به اين مبدأ بزرگ جهان هستى نزديك سازد دو راه است:
1- راهى از درون
2- راهى از برون
در قسمت اوّل سرى به اعماق وجود خود مى زنيم و نداى توحيد را از درون جان خود مى شنويم.
و در قسمت دوم در عالم پهناور آفرينش به گردش مى پردازيم و نشانه هاى خدا را در پيشانى تمام موجودات و در دل هر ذره اى مشاهده مى كنيم هر كدام از اين دو راه، بحثهاى طولانى دارد؛ امّا كوشش ما اين است كه در يك گفتار فشرده، هر يك از اين دو راه را اجمالًا مورد بررسى قرار دهيم:
الف- راهى از درون
درست به اين چند موضوع بينديشيم:

چرا براى شناسايى آفريدگار جهان فكر و مطالعه مى كنيم؟
پاسخ:
1- عشق به آگاهى و آشنايى به جهان هستى، در درون جان همه ما است.
همه ما به راستى مى خواهيم بدانيم:
اين آسمان بلندپايه، با اختران زيبايش، اين زمين گسترده با مناظر دلفريبش،اين موجودات رنگارنگ، پرندگان زيبا، ماهيان گوناگون، درياها و كوهها، شكوفه ها و گلها، انواع درختان سر به آسمان كشيده و ... خود به خود به وجود آمده اند، يا اين نقشهاى عجيب به دست نقاشى ماهر و توانا و چيره دست، كشيده شده است؟ ...
از اين گذشته، نخستين سؤالاتى كه در زندگى براى همه ما پيدا مى شود؛ اين است كه: از كجا آمده ايم؟ در كجا هستيم؟ و به كجا مى رويم؟
و ما اگر پاسخ هاى اين پرسش هاى سه گانه را بدانيم چقدر خوشبخت خواهيم بود؟ يعنى بدانيم آغاز زندگى ما از كجا شروع شده و سرانجام به كجا خواهيم رفت؟ و اكنون چه وظيفه اى داريم؟
روح جستجوگرِ ما به ما مى گويد: بايد آرام ننشينى تا پاسخ اين سؤالات را پيدا كنى.
گاهى در يك حادثه رانندگى، كسى مجروح و بيهوش مى شود؛ و براى درمان قطعى، او را به بيمارستان مى برند؛ هنگامى كه حال او كمى بهتر مى شود و به هوش مى آيد؛ نخستين چيزى كه از اطرافيان خود مى پرسد اين است كه اين جا كجاست؟ چرا مرا به اين جا آورده اند؟ و كى از اينجا خواهم رفت؟ اينها نشان مى دهد، كه انسان نمى تواند در برابر اين گونه سؤالها، خاموش بنشيند.
بنابراين نخستين چيزى كه ما را به دنبال خداجويى و شناسايى آفريننده جهان هستى مى فرستد؛ همان روح تشنه و جستوجوگر ما است.
2- حس شكرگزارى:
فكر كنيد شما را به يك ميهمانى آبرومندانه دعوت كرده اند، و همه گونه وسائل پذيرائى براى راحتى شما فراهم ساخته اند، امّا چون شما به اتّفاق برادر بزرگترتان كه واسطه اين دعوت است، به اين ميهمانى مى رويد، ميزبان خود را درست نمى شناسيد. شك نيست كه به هنگام ورود در اين مجلس دلپذير، نخستين فكر شما اين است كه ميزبان خود را بشناسيد و از او تشكر كنيد.
ما نيز هنگامى كه به اين سفره گسترده آفرينش نگاه مى كنيم و انواع نعمتهايى كه در اختيار ما قرار دارد، چشمان بينا، گوشهاى شنوا، عقل و هوش كافى، نيروهاى مختلف جسمانى و روانى، انواع وسائل زندگى، و روزى هاى پاك و پاكيزه، در اين سفره پهناور مى بينيم، بى اختيار به اين فكر مى افتيم كه بخشنده اين همه نعمتها را بشناسيم؛ و اگر چه نياز به تشكر ما نداشته باشد، در برابر او شكرگزارى كنيم و تا اين كار را نكنيم، احساس ناراحتى و كمبود داريم و اين دليل ديگرى است كه ما را به دنبال شناسايى خدا مى فرستد.
3- پيوند سود و زيان ما با اين مسئله:
فكر كنيد در مسير مسافرت خود به چهارراهى مى رسيد كه در آنجا غوغايى بپاست، همه مى گويند در اين چهارراه توقف نكنيد؛ كه خطرهاى بزرگى دارد، ولى هر دسته اى ما را به سويى دعوت مى كند، يكى مى گويد: بهترين راه اينست كه از سمت شرق برويد، ديگرى سمت غرب را مطمئن ترين راه مى شمارد؛ سومين دسته ما را به راهى كه ميان اين دو وجود دارد، دعوت مى كنند، و مى گويند تنها راه نجات از خطر و رسيدن به سرمنزل نجات و جايگاه امن و امان كه داراى همه گونه وسيله سعادت است، اين راه است.
آيا ما به خود اجازه مى دهيم كه بدون مطالعه، يك راه را انتخاب كنيم؟ و يا عقل ما مى پذيرد كه در همانجا متوقف شويم و هيچ راهى را انتخاب نكنيم؟ مسلماً نه.
بلكه عقل و خرد، به ما مى گويد هر چه زودتر شروع به بررسى و مطالعه كنيم و سخنان هر يك از اين گروه ها را به دقّت بشنويم و در هر كدام نشانه درستى و صداقت و دلائل قانع كننده بود بپذيريم، و با اطمينان خاطر آن راه را انتخاب كرده، پيش برويم.
در زندگى اين دنيا نيز ما چنين حالى را داريم، مذهب ها و مكتب هاى مختلف هر كدام ما را به سوى خود دعوت مى كند، ولى از آنجا كه سرنوشت ما، خوشبختى و بدبختى ما، پيشرفت و عقب افتادگى ما، به بررسى و انتخاب بهترين راه بستگى دارد، خود را ناگزير مى بينيم كه در اين باره فكر كنيم، راهى كه موجب پيشرفت و تكامل ما است انتخاب كنيم و از آنچه ما را به پرتگاه بدبختى و فساد و سيه روزى مى كشاند پرهيز نماييم.
اين نيز دليل ديگرى است، كه ما را به مطالعه درباره آفريننده جهان هستى دعوت مى كند.
قرآن مجيد مىگويد:
«فبشر عباد الذين يستعمون القول فيتبعون احسنه»؛(زمر/18)
«به بندگان من بشارت ده، آنها كه سخنان گوناگون را مى شنوند؛ و بهترين را انتخاب مى كنند».
منبع: پنجاه درس اصول عقائد براى جوانان

سؤال
هنگام وقوع حوادثى از قبيل زلزله و سيل، عدّه اى از مردم سؤالاتى از اين قبيل از خود مى كنند:
«چرا گاه و بيگاه زمين لرزه ها و سيلها و بيمارى هاى واگير و مانند اينها خرمن هستى عدّه اى را مى سوزاند؟» «چرا اين حوادث در بعضى از نقاط روى مى دهد و بعضى ديگر سالم مى مانند»؟ «فلسفه نزول اين آفات و بلاها چيست»؟ «آيا فقط عدّه اى گناهكارند و بايد مجازات شوند و عدّه اى ديگر بى گناهند»؟ چرا، چرا و ...؟
پاسخ
اساساً تا آنجا كه ما اطّلاع داريم و كتبى كه از دانشمندان گذشته به ما رسيده گواهى مى دهد، اين گونه سؤالات هميشه در ميان عدّه اى از افراد بشر بوده است بخصوص هنگام وقوع حوادث ناگوار، بيشتر به اين فكر فرو مى رفتند. حتّى تاريخ عقايد و اديان نشان مى دهد كه راه نيافتن به پاسخ واقعى همينگونه سؤالات احياناً سبب توجّه بعضى به عقيده «مادّيگرى» و «الحاد» و روى گردانيدن از اصل «توحيد و خداشناسى» شده است؛ زيرا در اثر مطالعه سطحى و قضاوت عجولانه هنگام بروز اين قبيل حوادث، آنها را در قيافه هولناك و تنفّرآميزى مى بينند و گاهى از آنها به خشم طبيعت و يا قهر آن! تعبير مى كنند، در صورتى كه اگر قيافه واقعى آنها را با عينك عقل و انديشه نگاه كنيم، نتيجه ديگرى به دست مى آيد.

بهشت آدم كدام بهشت بود؟
گروهى معتقدند كه او در بهشت موعود و جنّة الخلد كه براى نيكان و پاكان معيّن شده است، ساكن شد در حالى كه جمع ديگرى آن را باغ خرّم و سرسبزى از باغهاى اين دنيا و به تعبير ديگر بهشت دنيا مى دانند و به چند دليل استدلال كرده اند:

اقسام «وحى» در قرآن مجيد
از آيات قرآن به خوبى بر مى آيد كه «وحى» معانى مختلفى دارد، بعضى تكوينى است، و بعضى تشريعى، و روى هم رفته در هفت معنای زير به كار رفته است:
1- «وَحْىِ تَشريعى» كه بر پيامبران نازل مى شد.
2- وحى به معناى «الهام هايى كه به غير انبيا مى شد» مانند آنچه درباره «مادر موسى» آمده است، «وَاوْحَيْنا الَى امِّ مُوسَى انْ ارْضِعِيْهِ ...؛ ما به مادر موسى وحى (الهام) فرستاديم كه او را شيرده، و هنگامى كه بر او ترسيدى او را در دريا بيفكن، و نترس و غمگين مباش كه ما او را به تو باز مى گردانيم، و او را از رسولان قرار مى دهيم» (قصص- 7)
نظير همين معنا، بلكه به صورت كاملتر در مورد «مريم» در سوره مريم آمده است كه فرشته وحى در برابر او ظاهر شد و بشارت تولّد عيسى را به او داد (مريم 17- 19)
رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: إذا غَضِبَ اللَّهُ عَلى امَّةٍ ولَم يُنزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، وقَصُرَت أعمارُها، ولَم تَربَح تُجّارُها، ولَم تَزكُ ثِمارُها، ولَم تَغزُر أنهارُها، وحُبِسَ عَنها أمطارُها، وسُلِّطَ عَلَيها شِرارُها.
ترجمه:
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آن عذاب نازل نكند، قيمتها در آن بالا مى رود، آبادانى اش كاهش مى يابد، بازرگانانش سود نمى برند، ميوه هايش رشد نمى كنند، جوى هايش پُر آب نمى گردند، باران بر آن فرو نمى بارد، و بَدانش بر آن سلطه مى يابند.
الكافي (ط - دارالحديث)، ج10، ص: 553
و آن حضرت فرمود: كسى كه كلمه «نمى دانم» را از دست بگذارد تير هلاكت بر مواضع حساس كشتنى اش نشيند.
منبع: نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، حکمت 85
شبی یک ساعت دعا بخوانید. اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوت با خدا را ترک نکنید. در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهی از گدایی سحرها میتوان حاصل نمود. از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هرچه هست در آن است.
شیخ جعفر مجتهدی
پایگاه فرهنگی - مذهبی ازکی 1392 ©
کپی برداری از مطالب، با ذکر منبع مجاز میباشد
طراحی و پشتیبانی: آتروپات وب