

فضيل عياض در ابتداى جوانى يكى از راهزنان و سارقان و غارتگران و دزدان و بدكاران و هرزهگران و عياشان مشهور زمان خود بود كه هر كس اسم او را مىشنيد، لرزه به اندامش مىافتاد كه در آن زمان حتّى سلطان و خليفهى وقت هارون الرشيد هم از دست او ناراحت بود و ترس داشت.
روزى از روزها سوار بر اسب آمد كنار نهرى ايستاد تا اسبش آب بخورد كه ناگهان چشمش به دختر بسيار زيبائى افتاد كه مشك خود را به دوش گرفته و مىخواست كنار نهر بيايد و آب بردارد.

عالم جليل مرحوم ملامحمد حسن قزوينى مىگويد: من در سفر حجّ به محلى رسيدم كه در شام سر منور حسين (ع) را در آنجا گذاشته بودند؛ در باغستانهاى آنجا مسجدى بود به نام مسجد الحسين (ع) و من چون داخل مسجد رفتم در يكى از ساختمانهاى آن پردهاى آويخته ديدم. چون آن پرده را كنار زدم سنگى ديدم در ديوار به كار برده شده بود و ديدم گردن يك سرى در آن سنگ آشكار است، و نيز ديدم خون منجمد و خشك شده بر آن گردن مشاهده مىشود. چون چنين ديدم از خادم آن مسجد از آن سنگ و گردن و خون منجمد پرسيدم؟

سيد قطب در تفسير خود مىنويسد: زمانى ما شش نفر مسلمان با يك كشتى مصرى اقيانوس اطلس را به سوى نيويورك مىپيموديم. مسافران كشتى 120 مرد و زن بود و جزما كسى در ميان مسافران مسلمان نبود. در روز جمعه به اين فكر افتاديم كه نماز جمعه را در قلب اقيانوس و بر روى كشتى انجام دهيم و علاوه بر اقامه فريضه مذهبى يك حماسه انقلابى در مقابل يك مبشر مسيحى كه در داخل كشتى نيز دست از برنامه تبليغى خود برنمىداشت بيافرينيم، به خصوص كه او حتى مايل بود ما را هم به مسيحيت دعوت كند.

در یکی از سالهایی که به مناسبت اعیاد غدیریه ، مراسمی در مسجد شعبان تبریز برگزار گردید ، استاد معظم حضرت آیت الله فروغی حفظه الله فرمودند که از عالم ربانی حضرت آیت الله سعادت پرور رحمة الله علیه شنیدم که مفسر عظیم الشان حضرت علامه طباطبایی رحمة الله علیه به نقل از عارف بزرگ آیت الله سید علی قاضی چنین نقل کردند که ایشان فرمودند :

ابوسعيد خدرى گفت: در يكى از سفرها با يارانى چند با هم به سفر مىرفتيم، در بين راه به قبيلهاى از قبايل عرب رسيديم، در نزديكى آن قبيله فرود آمديم تا خستگى سفر به در كنيم، آن قبيله توجهى و عنايتى و مراعاتى و مواساتى به ما نكردند، طولى نكشيد كه سر و صدايى بين آن قبيله بلند شد و تنى چند از آن قبيله به سوى ما آمدند و گفتند كه بزرگ ما را مار گزيده است اگر در بين شما كسى هست تا بيايد و سيد ما را شفا دهد. ...
رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: إذا غَضِبَ اللَّهُ عَلى امَّةٍ ولَم يُنزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، وقَصُرَت أعمارُها، ولَم تَربَح تُجّارُها، ولَم تَزكُ ثِمارُها، ولَم تَغزُر أنهارُها، وحُبِسَ عَنها أمطارُها، وسُلِّطَ عَلَيها شِرارُها.
ترجمه:
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آن عذاب نازل نكند، قيمتها در آن بالا مى رود، آبادانى اش كاهش مى يابد، بازرگانانش سود نمى برند، ميوه هايش رشد نمى كنند، جوى هايش پُر آب نمى گردند، باران بر آن فرو نمى بارد، و بَدانش بر آن سلطه مى يابند.
الكافي (ط - دارالحديث)، ج10، ص: 553
و آن حضرت فرمود: كسى كه كلمه «نمى دانم» را از دست بگذارد تير هلاكت بر مواضع حساس كشتنى اش نشيند.
منبع: نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، حکمت 85
شبی یک ساعت دعا بخوانید. اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوت با خدا را ترک نکنید. در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهی از گدایی سحرها میتوان حاصل نمود. از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هرچه هست در آن است.
شیخ جعفر مجتهدی
پایگاه فرهنگی - مذهبی ازکی 1392 ©
کپی برداری از مطالب، با ذکر منبع مجاز میباشد
طراحی و پشتیبانی: آتروپات وب