

ارتکاب به گناه از چند امر خطیر حکایت می کند؛
۱:گناهکار با گناه به منزل اول بر گشته است.
سالها ره می رویم و در اخیر همچنان در منزل اول اسیر
۲:خداوند او را به حال خود رها کرده و گرنه گناه نمی کرد و در روایت است از بدترین انسانها پیش خداوند کسی است که خداوند او را به حال خود رها کرده.
ان من ابغض الرجال عندالله رجل و کله الله الی نفسه
۳:عنایت مسبب الاسباب را از دست داده است توفیق به معنی جمع کردن اسباب است و ما قادر به جمع کردن تمام اسباب نیستیم.
به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود
محال باشد کابن کار بی حواله بر آید
آیت الله بروجردی می فرماید:گاهی یک مقصد صد مقدمه لازم دارد ۹۹ عدد آن را فراهم می کنیم ولی خداوند مانع از تحقق مقدمه صدم می شود و تمام تلاش بهم می خورد گناهکار پل ها را به عنایت مسبب الاسباب خراب کرده در حالیکه در سببیت اسباب در تمام شئون زندگی خود به مسبب الاسباب احتیاج دارد و حال با گناه به جنگ او آمده است. او هرطرف خواهد رفت ولی کارش درست نخواهد شد.
هرسو دود آنکس ز در خویش براند
آن را که بخواند به در کس ندواند
۴: خداوند برای هرکس مقامات عالیه فراهم کرده. با گناه مشیت خداوندی عوض شده و در نتیجه سرنوشت و مقدّرات انسان گناهکار تغییر پیدا می کند. مضمون روایت است که در حال مرگ به انسان دو مقام بسیار بزرگ نشان می دهند در خصوص مقام اول می گویند اگر فلان کارها را نمی کردی به این مقام می رسیدی و در خصوص مقام دوم می گویند اگر فلان کارها را می کردی به این مقام می رسیدی و او از شدت پشیمانی آنگونه می شود که اگر پشیمانی او برای اهل دنیا برسد هلاک می گردند.
خداوند در قرآن از ارث بردن بهشت صحبت می کند و می فرماید (الذین یرثون الفردوس) چون خداوند برای همه انسان ها در بهشت درجات خاص آماده کرده وقتی انسان گناه می کند و از بهشت محروم می شود خداوند آن مقام خاص را به سایر بهشتی ها واگذار می کند.
به همین جهت گفته می شود که گناه انسان را از عنایات خاصه خداوندی محروم می کند در دعاها می خوانیم؛
اللهُمَ خُصّنی مِنکَ بِخاصَهِ ذِکرِک
از می خوانیم:
اللهُمَ اجعَلنی مِن خاصَتِک الخاصینَ لَدَیک
با گناه همه اینها از دست می رود و انسان گناهکار از زرگری به کوزه فروشی می رسد.
از زرگری به کوزه فروشی رسیده ای
خاکت به سر ترقی معکوس کرده ای!
آیت الله سید حسن عاملی

جريان سيّد شهداء (صلوات الله و سلامه عليه) به منزله تفسير قرآن كريم است; زيرا انسان كاملِ معصوم همتاي قرآن كريم است و سيره و سنّت و سريره او به منزله تفسير آيات قرآن كريم است.
اگر كسي بخواهد از نهضت جهاني سالار شهيدان حسينبن علی بن ابی طالب (صلوات الله عليه) بهره ببرد، راههاي فراواني دارد كه يكي از آن راهها شرح و تفسير زيارتنامهها و جمله های نوراني مأثور از آن حضرت است.
ما در مراسم عرض علاقه به يكديگر در ايام محرم اين شعار رسمي را داريم كه «أَعْظَمُ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ (عَلَيْهِ السَّلَامُ) وَ جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَارِه (عليه الصلاة و عليه السلام)»
در ايام محرم اين شعار رسمی را داريم اين شعار دو بخش دارد: بخش اوّل آن كه درخواست اجر مصيبت ديده هاست، معنای آن روشن است، بخش دوم دستور پايداری و مقاومت و مبارزه عليه هر دشمنی را می دهد؛ براي اينكه در بخش دوم از ذات اقدس الهي مسئلت می كنيم، آن توفيق را به ما عطا كند كه ما خون بهای حسين بن علی علیهما السلام را بگيريم! «ثار»؛ يعني خونبها؛ «وَ جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَارِه»؛ جريان خون بها اگر كسي وارث باشد حقّ خون بها دارد؛ براي اينكه در قرآن فرمود: «مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً» وارث، حقّ خون بها دارد اين يك مطلب.
در ايام محرم اين شعار رسمی را داريم مطلب ديگر اينكه خون بها را بايد از همان قاتل گرفت، اگر قاتل و همه كساني كه در آن صحنه كربلا بودند رخت بربستند و اكنون وجود ندارند، چگونه ما خون بهای سالار شهيدان را از او بگيريم؟ اين دو سؤال را بايد پاسخ داد.
پاسخ سؤال اول اين است كه ما إن شاءالله وارثان حسين بن علی علیهما السلام هستيم چرا؟ براي اينكه امام، پدر مأموم است پدر ما را شهيد كردند تا روز قيامت هر شيعهاي كه به دنيا می آيد فرزند حسين بن علی علیهما السلام است، چون وجود مبارك پيغمبر (عليه و علي آله آلاف التحيّة و الثناء) فرمود: «أَنَا وَ عَليٌّ أَبَوَا هَذَهِ الاُمَّة» فرمود: شما يك شناسنامه طبيعي داريد پدر شما معلوم است، مادر شما معلوم است و اسامي اينها در شناسنامههاي شماست؛ اما يك پدر معنوي هم لازم داريد كه آن را خودتان بايد انتخاب كنيد، انسان وقتي بالغ ميشود براي خود شناسنامه ميگيرد، فرمود: ما شما را به عنوان فرزندي قبول داريم بياييد بچههاي ما بشويد: «أَنَا وَ عَليٌّ أَبَوَا هَذَهِ الاُمَّة»، ما هم گفتيم «سمعاً و طاعة» شما را به عنوان پدر معنوی قبول داريم. اگر فرزندان علی بن ابی طالب شديم و مادر ما صديقه كبرا سلام الله علیها بود، ما فرزندان حسين بن علی علیهما السلام هستيم؛ چون فرزندان حسين بن علی هستيم علیهما السلام، حق داريم بگوييم كه ما خونبها می خواهيم، چون پدر ما را شهيد كردند, اين مطلب اول و جواب آن سؤال.
حسين بن علی؛ يعنی معيار حق و يزيد يعني معيار باطل، امروز باطل مشخص است كه استكبار و صهيونيسم است. امروز آل سعود است كه روز روشن به اين يمن و مسلمان ها می تازند امروز همانها هستند فرقی نمی كند، اين شعار «الی يوم القيامة» زنده است.
ما می گوييم خدا ما را توفيق جهاد عطا كند كه خون بها بگيريم: «وَ جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَارِه» معلوم ميشود، الآن عدهاي هستند كه خونبها بدهكار هستند. پس درس كربلا درس جهاد و شهادت ميدهد «الی يوم القيامة» از اين شعار معلوم است.
اگر ما فقط اجر مصيبتديده مسئلت ميكرديم، همان جمله اول كافی بود ميگفتيم: «أَعْظَمُ اللَّهُ أُجُورَنَا بِمُصَابِنَا بِالْحُسَيْنِ»؛ اما بگوييم: «وَ جَعَلَنَا اللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ مِنَ الطَّالِبِينَ بِثَارِه»؛ «ثار»؛ يعنی خونبها، ما آمادهايم كه خون بهای حسين بن علی را بگيريم، خون بهای حسين بن علی علیهما السلام را امروز «حزب الله» دارد از اسرائيل می گيرد، يمن دارد از آل سعود می گيرد، وظيفه ما اين است، وگرنه كربلا برای ما امروز چه پيامی دارد؟ اين يك بخش از دستور های دينی است كه می تواند جريان كربلای سالار شهيدان حسين بن علی (صلوات الله عليه) را شرح بدهد.
آیت الله جوادی آملی

بنده به خاطر دارم كه در مدرسه فيضيه مَدرسی بود كه زيلو و حصير داشت و ايشان(مرحوم امام ) عصرهای جمعه جلسه ای داشتند كه ده بيست نفر بازاری و چند طلبه، مِن جمله شهيد مطهری و افرادی از اين قبيل می آمدند و ايشان مواعظ بسيار مؤثری می فرمودند؛، مواعظشان خيلی مؤثر بود، به طوری كه در ما كه آن موقع جوان بوديم خيلي اثر می گذاشت. مرحوم شهيد مطهری هم در آن هنگام يك جوانی با سن و سال ما بود که ايشان هم می آمدند و مجموعاً شايد سی نفر هم نمی شدند، ولی ايشان مطالب بسيار خوبی ذكر می فرمودند.
مثلا يكی از مسائلی كه می فرمودند اين بود: وقتی انسان وارد در علوم دينی می شود از خواست های نفسانی او اين است كه خوب حالا ديگر ما يك كتاب يا يك مقاله بنويسيم يا يك مجله پخش كنيم يا از اين قبيل، در صورتی كه اگرخوب دقت كند خواهد ديد كه اين خواست، خواستی نفسانی است، و می خواهد به اين وسيله خودش را مطرح کند!
اين حرفها برای ما خيلی عميق بود و آن زمان عقلمان خوب نمی رسيد كه چگونه می شود انسان وارد حوزه يا طلبگی بشود يا مثل شما وارد فرهنگ و دانشكده ها و از اين قبيل مراکز بشود و وقتی هوسش گرفت که چيزی بنويسيم و پخش کنيم؛ خواست نفسانی باشد!، دقت زيادی لازم دارد تا متوجه شويم که آيا اين خواست و موقعيت واقعاً به جا و به صلاح است يا اينكه هنوز زود است؟
آدمی كه ده پانزده سال در مدرسه يا در فرهنگ بوده و تحصيل کرده، نفسش همان نفسِ كودكی و بچه گی اوست، خواست هايش هم همان خواست های کودکی است که به رنگ جديد در می آيد؛ به رنگ طلبگی و دانشجويی و استاد شدن و سخنرانی كردن و از اين قبيل چيزها در می آيد، اگر كسی خوب در اين مسائل دقت كند، می بيند كه نه؛ هنوز برای اين شخص وقت اين حرفها نشده چون او اين ورزش را نكرده است.
ادامه مطلب: داستانی عجیب از مبارزه با نفسِ مرحوم "ملا هادی سبزواری"

سوره مبارکه اخلاص را با اخلاص بر زبان داشته باش،
با خلق خدا مهربان باش،
از سخنان نا هنجار گرچه به مزاح باشد بر حذر باش،
خلاف مگو اگر چه به مطایبت (شوخی) باشد،
از قسم خوردن هم اگرچه به راست،احتراز کن.
چه ایستاده ای دست افتاده گیر،
تا می توانی نماز را در اوّل وقت بجا آور،
تجارتت را مغتنم بشمار که انسان بیکار از دنیا و آخرت هر دو می ماند .داد و ستد مانع بندگی نیست:
«رِجالٌ لا تُلهیهِم تِجارةٌ و لا بَیعٌ عن ذِکرِ اللهِ و إقامِ الصَّلوةِ و إیتاءِ الزَّکوةِ» سورة نور/ 37
در مطلق امور میانه رو باش،
بر کتمان اهتمام داشته باش،
گرچه الف دنباله دارد،ولی:
گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد ناپدید
هیچ راهی نیست کانرا نیست پایان غم مخور
تازیانه،سلوک ، حضرت علامه حسن زاده ی آملی

علامه طهرانی مینویسد:
ميفرمودند (آقای حداد): اگر نفى خواطر براى سالك خوب صورت گيرد، بالاخره وى را به عالم نيستى ميرساند كه هستى محض است، بطوريكه ديگر نه تنها خاطره اى بر او وارد نمى شود بلكه ممكن نيست وارد شود. و چنان در عالم توحيد مستغرق ميگردد كه مجال نزول به كثرات را پيدا نمى كند و خاطره اى بر او نمى گذرد؛ تو گوئى ميان او و ميان خواطر سدّ سكندر كشيده اند كه بهيچوجه قابل شكاف و رخنه و ثلمه نمى باشد.
در اينحال است كه خاطرات با اجازه وى و با اذن نفسانى وى وارد مى شوند. يعنى اگر اجازه دهد خاطره اى بر ذهنش عبور مى كند، و إلّا فَلا.
ادامه مطلب: سالک در مرحله ای میتواند خاطرات خود را هم کنترل کند
رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: إذا غَضِبَ اللَّهُ عَلى امَّةٍ ولَم يُنزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، وقَصُرَت أعمارُها، ولَم تَربَح تُجّارُها، ولَم تَزكُ ثِمارُها، ولَم تَغزُر أنهارُها، وحُبِسَ عَنها أمطارُها، وسُلِّطَ عَلَيها شِرارُها.
ترجمه:
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آن عذاب نازل نكند، قيمتها در آن بالا مى رود، آبادانى اش كاهش مى يابد، بازرگانانش سود نمى برند، ميوه هايش رشد نمى كنند، جوى هايش پُر آب نمى گردند، باران بر آن فرو نمى بارد، و بَدانش بر آن سلطه مى يابند.
الكافي (ط - دارالحديث)، ج10، ص: 553
و آن حضرت فرمود: كسى كه كلمه «نمى دانم» را از دست بگذارد تير هلاكت بر مواضع حساس كشتنى اش نشيند.
منبع: نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، حکمت 85
شبی یک ساعت دعا بخوانید. اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوت با خدا را ترک نکنید. در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهی از گدایی سحرها میتوان حاصل نمود. از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هرچه هست در آن است.
شیخ جعفر مجتهدی
پایگاه فرهنگی - مذهبی ازکی 1392 ©
کپی برداری از مطالب، با ذکر منبع مجاز میباشد
طراحی و پشتیبانی: آتروپات وب