

علامه حلی شب جمعه ای به زیارت امام حسین علیه السلام میرفت. ایشان تنها بر روی الاغی سوار شده بود و تازیانه هم در دستش بود. در بین راه شخص عربی پیاده به همراه علامه راه افتاده و با هم مشغول صحبت شدند. وقتی مقداری از راه را رفتند علامه متوجه شد که این مرد شخص دانایی است. بنا بر این در مورد همه مسائل علمی باهم صحبت کردند و علامه بیشتر متوجه میشد که این مرد دارای علم و فضیلت بسیاری است. علامه مشکلاتی را که در علم برایش پیش آمده بود را یکی یکی از ایشان سوال میکرد و آن شخص همه آنها را جواب میفرمود تا اینکه به مساله ای رسیدند که آن شخص فتوایی داد ولی علامه آن فتوا را رد کرد و گفت : در مورد فتوای شما حدیثی نداریم.

مرحوم آیت الله بهجت میفرمودند:
از کرامات مرحوم حاج عبدالکریم حائری این است که زمانی رودخانه قم در اثر سیل طغیان کرده و آب تا لبه پل علی خانی رسیده بود؛ به گونه ای که عده ای از مردم روی پل با آب رودخانه وضو میساختند. لذا برای جلوگیری از نفوذ آب، تمام فرش های مسجد امام را جمع نمودند.

استاد حسین انصاریان در کتاب "فرهنگ مهرورزی " آورده اند که:
در سن نوجوانی بودم که به وسیله شخصی مومن، با سخنرانی واعظی با سواد و دانشمند و صاحب نفس که از هر گروهی در مجالس او شرکت میکردند، آشنا شدم. گرچه در آن زمان از سخن رانی های او که حاوی مسائل بسیار بالای عرفانی و تفسیری و پر از لطائف و اشارات ملکوتی بود، بهره ای نمیگرفتم ولی چهره الهی او و کیفیت صدای معنوی وی و تسلط باطنی که بر مجلسیان خود داشت مرا مجذوب او کرد و تا زنده بود تا جاییکه امکان داشت در جلسات نورانی او شرکت میکردم و به تدریج با آشنا شدن به سبک و سیاق سخنرانی هایش، از آن منبع فیض بهره میبردم.
سالها از درگذشت او گذشت. با شخصی که همواره با او بود و از منابرش استفاده شایانی برده بود و گاهی هم به اشاره خود او در پایان منابرش با صدایی گرم و جذاب ذکر مصیبت میکرد، آشنایی پیدا کردم.
به من گفت: آن مرد الهی در یکی از مساجد تهران در خیابانی که پیش از انقلاب اسلامی از خیابان های پر از فساد تهران بود، در ایام فاطمیه به سخنرانی دعوت شد و مرا هم برای توسل به اهل بیت علیهم السلام در پایان منبر آن بزرگوار دعوت کردند.
در آن منطقه آلوده و خیابان بی نور و محل پر از گناه، استقبال قابل توجهی از مجلس او شد. شب دهم پس از پایان منبر کنار منبر نشست تا همه جمعیت پس از پذیرایی متفرق شدند و او همچنان نشسته بود. بانی مجلس حق الزحمه منبر او را در پاکتی محترمانه به او تقدیم کرد و رفت. او ماند و من و خادم مسجد. به او گفتم: چرا حرکت نمیکنید؟ خادم میخواهد در مسجد را ببندد.از جای برخواست و با هم بیرون آمدیم.
به من گفت: شنیده ام زنان جوان بدکاره در این خیابان می ایستند تا مردان هرزه به سراغشان آیند و شبی را با آنان به سر برند.
گفتم: چنین مشهور است.
گفت: به شدت به هوس افتاده ام که من هم امشب با یکی از این زنان وارد گفتگو شوم و به عنوان مشتری با او طرح رابطه بریزم!
با او گفتم: شوخی میکنید؟
گفت: هرگز. در این زمینه نیت جدی و عزم استوار دارم!

وليد بن مغيره مخزومى كه مرد ثروتمندى بود و در ميان عرب به حُسن تدبير و فكر روشن شهرت داشت و براى حل مشكلات اجتماعى و منازعاتى كه در ميان طوايف عرب واقع مىشد از فكر و تدبير او استمداد مىكردند، و به همين علّت او را "ريحانهى قريش" (گل سر سبد قريش) مىناميدند.
روزى به تقاضاى جمعى از مشركان نزد پيامبر - صلّى الله عليه و آله - آمد تا از نزديك وضع او و آيات قرآن را بررسى كند. بنا به خواهش او پيغمبر قسمتى از آيات سوره "حم سجده" را تلاوت كرد. اين آيات چنان تأثير و هيجانى در او به وجود آورد كه بىاختيار از جا حركت نمود و به محفلى كه از طرف طايفه او (بنىمخزوم) تشكيل شده بود رفت و گفت: به خدا سوگند، از محمد سخنى شنيدم كه نه شباهت به گفتار انسانها دارد و نه پريان. گفتار او شيرينى و زيبايى مخصوصى دارد، فراز آن (همچون شاخههاى درختان برومند) پر ثمر و پايين آن (مانند ريشههاى درختان كهن) پر آب است. گفتارى است كه بر هر چيز پيروز مىشود و چيزى بر آن پيروز نخواهد شد.
در ميان قريش زمزمه افتاد و گفتند: از قرائن برمىآيد كه وليد دلباخته گفتار محمد - صلّى الله عليه و آله - شده و اگر چنين باشد همه قريش تحت تأثير او قرار خواهند گرفت و به محمد - صلّى الله عليه و آله - تمايل پيدا مىكنند.
ابوجهل گفت: من چاره او را مىكنم. به منزل وليد آمد و با قيافه اندوهبار كنار او نشست. وليد گفت: چرا اين چنين غمگين هستى؟!
ابوجهل: چرا غمگين نباشم! با اين سن و شخصيتى كه تو دارى قريش بر تو عيب مىگيرند و مىگويند با سخنان پرمايه خود گفتار محمد - صلّى الله عليه و آله - را زينت دادهاى! وليد برخاست و با ابوجهل به مجلس قريش در آمد و رو به سوى جمعيت كرد و گفت:
آيا تصور مىكنيد محمد - صلّى الله عليه و آله - ديوانه است؟ هرگز آثار جنون در او ديدهايد؟ حضار گفتند: خير. پرسيد: آيا گمان مىكنيد او كاهن است؟ آيا از آثار كهانت چيزى در او ديدهايد؟ گفتند: خير. گفت: آيا گمان مىكنيد او شاعر است؟ آيا تا به حال شعرى گفته است؟ گفتند: خير. پرسيد: تصوّر مىكنيد دروغگوست؟ آيا تاكنون به راستگويى و امانت مشهور نبوده و در ميان شما به عنوان "صادق امين" معروف نبوده است؟ بزرگان قريش گفتند: پس بايد به او چه نسبت بدهيم؟ وليد فكرى كرد و گفت: بگوييد ساحر است، زيرا با اين سخنان خود ميان پدر و فرزند و خويشاوندان جدايى مىافكند.
منبع: مجمع البيان، ج 9 به نقل از نرمافزار نسيم رضوان محصولى از: مركز جهانى نشر فرهنگ و معارف اسلامى مبلغ

آیت الله بهجت میفرمودند :
فرماندار ( یا شهردار ) کرمان در رژیم پهلوی ، در شب ( یا روز ) عید غدیر ، مجلس جشنی برپا نمود . در آن مجلس ، " مردوخ " ( یکی از علمای اهل سنت ) نیز شرکت داشت . مداح در ضمن خواندن اشعار و مدیحه سرایی درباره حضرت امیر مومنان علیه السلام به جریان بیرون آوردن تیر از پای مبارک آن حضرت در حال نماز و عدم التفات و توجه آن بزرگوار به آن اشاره کرد . جناب آقای مردوخ که پای منبر نشسته بود رو کرد به آقای فرماندار و با صدای بلند فریاد زد : " آقای فرماندار ! آیا اینها افسانه نیست ؟!! "
رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: إذا غَضِبَ اللَّهُ عَلى امَّةٍ ولَم يُنزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، وقَصُرَت أعمارُها، ولَم تَربَح تُجّارُها، ولَم تَزكُ ثِمارُها، ولَم تَغزُر أنهارُها، وحُبِسَ عَنها أمطارُها، وسُلِّطَ عَلَيها شِرارُها.
ترجمه:
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آن عذاب نازل نكند، قيمتها در آن بالا مى رود، آبادانى اش كاهش مى يابد، بازرگانانش سود نمى برند، ميوه هايش رشد نمى كنند، جوى هايش پُر آب نمى گردند، باران بر آن فرو نمى بارد، و بَدانش بر آن سلطه مى يابند.
الكافي (ط - دارالحديث)، ج10، ص: 553
و آن حضرت فرمود: كسى كه كلمه «نمى دانم» را از دست بگذارد تير هلاكت بر مواضع حساس كشتنى اش نشيند.
منبع: نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، حکمت 85
شبی یک ساعت دعا بخوانید. اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوت با خدا را ترک نکنید. در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهی از گدایی سحرها میتوان حاصل نمود. از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هرچه هست در آن است.
شیخ جعفر مجتهدی
پایگاه فرهنگی - مذهبی ازکی 1392 ©
کپی برداری از مطالب، با ذکر منبع مجاز میباشد
طراحی و پشتیبانی: آتروپات وب