

علامه طهرانی رحمة الله علیه در کتاب روح مجرد مینویسند:
در حوزه هاى علميّه شيعه و معتزله، بحث حكمت و فلسفه دارج و رائج بود؛ به خلاف أشاعره كه بحث در مطالب عقليّه نمى كردند. فلهذا متكلّمين شيعه در طىّ بيش از هزار سال هميشه مظفّر و پيروز بوده اند و علماء و فقهائى را همچون هِشام بن حَكَم و سيّد مرتضى و شيخ مفيد و خواجه نصير الدّين طوسى و علّامه حلّى و ميرداماد و ملّا صدراى شيرازى و قاضى نور الله شوشترى و اخيراً سيّد مهدى بحرالعلوم و آخوند ملّا محمّد كاظم خراسانى و حاج ميرزا محمّد حسن آشتيانى و فرزندش حاج ميرزا احمد آشتيانى و حاج ميرزا مهدى آشتيانى و آخوند ملّا حسينقلى همدانى و آقاى آقا سيّد احمد كربلائى طهرانى و حاج ميرزا محمّد حسين نائينى و حاج شيخ محمّد حسين آل كاشف الغطاء و حاج شيخ محمّد حسين اصفهانى كمپانى و حاج ملّا مهدى نراقى و حاج ميرزا محمّد حسن شيرازى و آقا شيخ محمّد باقر اصطهباناتى و آقا شيخ احمد شيرازى و حاج ميرزا فتح الله مشهور به شيخ الشّريعه اصفهانى و حاج سيّد احمد خونسارى و حاج شيخ محمّد على شاه آبادى و شاگرد مبرّزش رهبر كبير فقيد انقلاب اسلامى آية الله حاج آقا روح الله خمينى و حاج ميرزا ابو الحسن رفيعى قزوينى و آقا سيّد حسين بادكوبه اى و شاگردانش استادنا الاكرم علّامه طباطبائى و برادرشان حاج سيّد محمّد حسن الهى تبريزى و غيرهم ممّا لا يمكن حَصرُهم و عَدُّهم بيرون داده اند؛ و پاسدار و حافظ دين و قرآن و شريعت سيّد المرسلين و ائمّه طاهرين بوده اند. روى اين اساس، بحث تفسيرى قرآن كريم و تدريس حكمت و فلسفه و علوم عقليّه و حوزه هاى عرفان و اخلاق از لوازم لا تنفكّ اين حوزه هاى فقهيّه به شمار مى آمد.
ادامه مطلب: دلیل منسوخ شدن دروس حکمت و عرفان و تفسیر در حوزه نجف اشرف

به رغم اين كه اهل تسنن اين كتاب را بعد از قرآن كريم، معتبرترين كتاب مى دانند و از مؤلف آن روايت كرده اند كه جز روايت صحيح در اين كتاب نياورده ام، صحت سند هيچيك از روايات اين كتاب براى غير اهل تسنّن قابل اثبات نيست، زيرا براى اثبات وثاقت راويان اين روايات راهى جز توثيق رجال شناسان اهل تسنن نيست و در جای خود ثابت شده است كه توثيق آنان براى غير اهل تسنن اعتبارى ندارد، همانگونه كه اين گفته بخارى كه من در اين كتاب جز روايت صحيح نمى آورم نيز بى اعتبار و غير قابل اعتماد است. چگونه مى توان به اين گفته اعتماد كرد و حال آن كه در اين كتاب از افراد زيادى كه رجال شناسان اهل تسنّن آنها را تضعيف كرده و يا بر كذب و يا حديث سازى آنان گواهى داده اند، روايت نقل كرده است؟! مظفر (محمد حسن بن محمد نجفى آل مظفّر، معروف به مظفّر، متولد (1301 ه. ق)، مؤلف الافصاح عن احوال رواة الصحاح و درر الفوائد فى شرح القواعد و دلايل الصدق لنهج الحق) در دلايل الصدق براى سقوط اعتبار صحاح سته اهل تسنن امورى را ذكر كرده و در امر چهارم، حدود 365 نفر از افرادى را كه در همه يا بعضى از صحاح سته از آنان روايت شده و در عين حال دو نفر از علماى رجال اهل تسنن با تعابيرى مانند: «كذّاب» يا «متروك» يا «هالك» يا «متهم بالكذب» يا «مجمع على ضعفه» و يا «ضعيف جدّا» آنان را معرفى كرده اند، جمع آورى كرده است. (مظفّر، محمّد حسن؛ دلايل الصدق، ج 1، صص 17- 71) و حدود 89 نفر از آنها كسانى هستند كه در صحيح بخارى از آنها روايت نقل شده و از ذهبى و ابن حجر- دو نفر از رجالشناسان معروف اهل تسنّن- نقل كرده كه بخارى در صحيحش به جماعتى احتجاج كرده كه خودش آنها را تضعيف كرده است. (دلايل الصدق، ج 1، صص 13 و 14)

برای تفسیر قرآن، گونه ها و مصادیق متعددی ذکر شده است که نشان دهنده چگونگی رابطه بین آیات قرآن است. مهمترین آنها عبارتند از:

در تفسیر نمونه ذیل تفسیر سوره حمد آمده است:
" فاتحة الكتاب" به معنى آغازگر كتاب (قرآن) است، و از روايات مختلفى كه از پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم نقل شده به خوبى استفاده مى شود كه اين سوره در زمان خود پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم نيز به همين نام شناخته مى شده است.از اينجا دريچه اى به سوى مساله مهمى از مسائل اسلامى گشوده مى شود و آن اينكه بر خلاف آنچه در ميان گروهى مشهور است كه قرآن در عصر پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم به صورت پراكنده بود، بعد در زمان ابو بكر يا عمر يا عثمان جمع آورى شد قرآن در زمان خود پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم به همين صورت امروز جمع آورى شده بود، و سرآغازش همين سوره حمد بوده است، و الا نه اين سوره نخستين سوره اى بوده است كه بر پيامبر صلی الله علیه و آله وسلم نازل شده، و نه دليل ديگرى براى انتخاب نام فاتحة الكتاب براى اين سوره وجود دارد.

بديهى است كه مراجعه به اهل كتاب براى يافتن اطلاعات بيشتر و گسترده تر درباره حيات بشر و آغاز و پايان جهان، اختصاص به دوره ظهور اسلام نداشته، بلكه يهوديان و نصرانيان نيز به علت صبغه علمى و اهل كتاب بودنشان، قبل از اسلام، محور مراجعه عربها و قبايل بدوى بودند.
رسولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله: إذا غَضِبَ اللَّهُ عَلى امَّةٍ ولَم يُنزِل بِهَا العَذابَ، غَلَت أسعارُها، وقَصُرَت أعمارُها، ولَم تَربَح تُجّارُها، ولَم تَزكُ ثِمارُها، ولَم تَغزُر أنهارُها، وحُبِسَ عَنها أمطارُها، وسُلِّطَ عَلَيها شِرارُها.
ترجمه:
هر گاه خداوند بر امّتى خشم گيرد و بر آن عذاب نازل نكند، قيمتها در آن بالا مى رود، آبادانى اش كاهش مى يابد، بازرگانانش سود نمى برند، ميوه هايش رشد نمى كنند، جوى هايش پُر آب نمى گردند، باران بر آن فرو نمى بارد، و بَدانش بر آن سلطه مى يابند.
الكافي (ط - دارالحديث)، ج10، ص: 553
و آن حضرت فرمود: كسى كه كلمه «نمى دانم» را از دست بگذارد تير هلاكت بر مواضع حساس كشتنى اش نشيند.
منبع: نهج البلاغه، ترجمه انصاریان، حکمت 85
شبی یک ساعت دعا بخوانید. اگر حال دعا نداشتید باز هم خلوت با خدا را ترک نکنید. در بیداری سحر و ثلث آخر شب آثار عجیبی است. هر چیزی را که از خدا بخواهی از گدایی سحرها میتوان حاصل نمود. از گدایی سحرها کوتاهی نکنید که هرچه هست در آن است.
شیخ جعفر مجتهدی
پایگاه فرهنگی - مذهبی ازکی 1392 ©
کپی برداری از مطالب، با ذکر منبع مجاز میباشد
طراحی و پشتیبانی: آتروپات وب